الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

262

الخصال ( فارسى )

فرموداى سعد مولى راست گفتى آن مرد گفت قربانت اين لقب من است امام ( ع ) فرمود لقب خوب نيست خداى تبارك و تعالى در قرآن ميفرمايد لقب روى هم مگذاريد براى مؤمن نام بىايمانى بد است اى سعد چه صناعتى دارى ؟ عرضكرد قربانت ما خاندانى هستيم منجم و در يمن كسى از ما در نجوم اعلم نيست امام ( ع ) فرمود از تو راجع بنجوم پرسش كنم عرضكرد هر چه خواهى بپرس كه جواب مىدهم از روى علم ، فرمود روشنى آفتاب چند درجه از روشنى ماه بيش است ؟ عرضكرد نميدانم فرمود راست گفتى فرمود روشنى ماه چند درجه از روشنى زهره بيشتر است ؟ عرضكرد نميدانم فرمود راست گفتى فرمود نام ستاره‌اى كه چون بدر آيد شهوت گاوان به حركت آيد چيست گفت نميدانم فرمود : نور مشترى چند درجه از عطارد بيشتر است ؟ عرضكرد نميدانم فرمود راست گفتى فرمود بگو بدانم نام ستاره‌اى كه چون درآيد شتران بفحل آيند چيست ؟ عرضكرد : نميدانم . فرمود : راست گفتى فرمود : بگو بدانم نام ستاره‌اى كه چون درآيد سگها بفحل آيند چيست ؟ عرضكرد : نميدانم . فرمود : راست گفتى كه نميدانى بگو بدانم زحل پيش شما چگونه ستاره‌اى است عرضكرد ستاره نحسى است ، امام ششم ( ع ) فرمود چنين مگو زيرا آن ستارهء امير مؤمنان و ستارهء اوصياء ( ع ) است و آن ستارهء ثاقب است كه خداى تبارك و تعالى در قرآن ( در سورهء طارق ) از آن خبر داده ، يمانى عرضكرد ثاقب يعنى چه ؟ فرمود آن از آسمان هفتم طلوع مىكند ولى با نور خود همه آسمانها را ميشكافد تا در آسمان دنيا روشنى ميدهد از اين رو خداى عز و جل او را ثاقب ناميده . اى يمانى شما در نزد خود دانشمندانى داريد ؟ عرضكرد قربانت آرى در ميان ما دانشمندانى هستند كه هيچ كس در دانش بپايه آن‌ها نميرسد ،